چهارشنبه 1391/01/30
چند تك بيت زيبا
رسمي كه هيچ آه نگويند و جان دهند
ما، در ميان مردم عالم گذاشته ايم.
***
به وعده دور از وفا خرسند بودم
با هيچ هم اي بي وفا شادم نكردي
***
وعده وصل به فردا دهي و مي داني؟
هركه امروز تو را ديد به فردا نرسد.
پنجشنبه 1390/12/11
شعری از قهار عاصی
سحری به ياد رويت هوس نماز كردم
به حضور دل تپيدم بخدا نياز كردم
همه خانه را خيالت بگرفت و آرزويت
لب ناله بسته ميشد، در گريه باز كردم
گله ها ی شام هجران و غمينه ها غربت
دوسه نكته بود از درد، منش دراز كردم
به مقام كبريايي كه سخن نداشت راهی
به دعا نه رفت كاری و ترانه ساز كردم
عطشم چنان ز جا برد كه رفته رفته آخر
ره كربلا گرفتم سفر حجاز كردم
پروپای جلوه هايت گل سرخ بود
تب عشق دست داد و سروپا گداز كردم
چهارشنبه 1390/11/12
غزلی از صوفی عشقری
ای بت فرنگ آیین رحم بر دل ما کن
میتپم به خاک و خون حال من تماشاکن
یا رضای خود میخواه یا بگفته یی ماکن
شوخ آرمنی زاده یکدمی مدارا کن
یا بیا مسلمان شو یا مرا نصارا کن
از رخ چو خورشیدت نوک برقه بالا کن
بر سر اسیرانت صبح حشر برپا کن
شانه زن به زلف خود پیچ کاکلت واکن
شوخ آرمنی زاده یکدمی مدارا کن
یا بیا مسلمان شو یا مرا نصارا کن
سرمه یی مروت را زیب چشم شهلا کن
خاکسار عشقت را جان من تسلا کن
پیچ و تاب زلفت را اندک اندکی وا کن
شوخ آرمنی زاده یکدمی مدارا کن
یا بیا مسلمان شو یا مرا نصارا کن
یا قدم سفلی نه یا وطن به علیا کن
یا میان ظلمت باش یا بنور ماوا کن
هرچه خواهشت باشد ای مه یی دل آراکن
شوخ آرمنی زاده یکدمی مدارا کن
یا بیا مسلمان شو یا مرا نصارا کن
عشقری اسیرت شد جانبش تماشا کن
عقده یی دل اورا با کرشمه یی وا کن
حاجتش برار آخر آرزویش اجرا کن
شوخ آرمنی زاده یکدمی مدارا کن
یا بیا مسلمان شو یا مرا نصارا کندوشنبه 1390/10/26
یک مو زیان به شوکت حسنت نمی رسد
بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بیا
بیگانه نیستی که بگویم بیا بیا
در زنده گی نیامدی روزی بپرسشم
مُردم کنون به فاتحه بهر خدا بیا
یکمو زیان به شوکت حسنت نمیرسد
روزی سوی شکسته دلی بینوا بیا
شنبه 1390/10/17
پنجشنبه 1390/10/15
قلب نا آرام
سخت است اگر بی خوابی به سر آدم بزند و خیالات انسان مانند ابرهای سیاه زمستانی یکباره این کالبد نحیف انسان را تصاحب کند و هی به مغز و قلب انسان فشار بیاورد . و نگذارد در نیمه شبان هنگامیکه دیگران با قلب و روحی آرام خوابیده او را به خواب نگذارد. و مجبور کنند که از بستر نرم و گرم بلند شده در پشت پنجره زمستان هی به آسمان تاریک و ظلمانی که از ابر پوشیده و سوسوی از یک ستاره در جای از این آسمان که ابر کمتر است دیده می شود زل بزند
نمی دانم چه می خواهند و چرا چنین وحشت ناک و ناگهانی در بعض اوقات هجوم می آوردند انگار که آسمان و زمین و آنچه در بین این دو هست با من سر ستیزه دارد و به من اخطار می دهد که هی! هی! هنوز هستی! و می خواهی راحت و آرام سر بر بالین بگذاری و بخوابی؟
و گاهی در اعماق روحم کسی فریاد می زند که هی! داری چه کار می کنی به کجا و به کدام سو داری حرکت می کنی؟
تو که در شب راحب بگیری و بخوابی و روز ها هم که از روزمره گی و زد و بند با دیگران و اجتماع وقت نداری پس کی می خواهی این روحت را پرواز بیاموزی؟ کی می خواهی حرکت کنی از خویش به سوی او را شروع کنی و تمرین کنی؟
کی می خواهی خودت تنهای تنها با معبودت خلوت کنی و هی بگی ( یاربی من لی غیرک)
و بگی ( اغفر ذنوبی کلها ) و ...
الان ساعت ۲۰ دقیقه مونده به ۲ صبح هنوز که هنوز است از سر شب تا حال خواب لحظه ای هم به من سرنزده نمی دانم شاید او هم ...
سه شنبه 1390/10/13
یک عمر قرار از دل ناکام گرفتم
پنجشنبه 1390/10/08
خدایا!
به من بیاموز به تو عشق بورزم
نه به خودم
متبرکم گردان
تا با نادیده گرفتن خود
پیوسته ، هرزمان در فکر تو باشم.
الهی ! تا با توام ، بیشتر از همه ام و تا با خودم کمتر از همه
خدایا!
زندگی ام چون زرقیست
دستخوش توفان
تو زورق بان منی
زورقم را به تو می سپارم
آن را به هرجا که می خواهی ببر
سه شنبه 1390/10/06
پس اگر مشکلاتی داریم که آن باعث شده به یاد خدا بیفتیم باید شکر آن مشکلات را بکنیم و سپاس گذار خداوند باشیم که ما را به خودش متوجه ساخته است اگرچه توجه ما به او هیچ منفعت برای او ندارد ولی توجه ما به خداوند برای ما همه چیز است.
برای همین امروزها یک سری مشکلات برایم پیش آمده که از هرزمان بیشتر احساس می کنم به خداوند نیاز دارم.
گاهی می گویند زمانی مشکل برایمان به وجود آمد متوجه خدا بشویم و از او بخواهیم که مشکل ما را حل نماید ، اما دعا هم شرایط دارد باید با حضور قلب و خاشعانه باشد.
راستیش به قول یکی از عرفا که در هنگام نماز می گفت: ( خدایا دلم را حاضر کن، یا نماز بی دل بپذیر) من هم به خداوند گفتم خدایا اگرچه دلم حاضر نیز و قلبم با زبانم همراهی نمی کند ولی خودت بپذیر
راستی هم اگر خداوند در زمان مشکلات به داد این انسان ها نرسد، پس این انسان با این همه محدودیت ها و ضعف هایکه دارد چکار کند؟ بعضی ها چنان خداوند را فراموش می کنند که اینگار خودشان توانایی دفع بلا و مصیبت را دارند و نیاز به هیچ قدرت برتر ندارند.
بعضی ها چنان تکبر می ورزند که انگار خودشان صاحب خودشان هست.
ولی این همه نا فرمانی که ما می کنیم اگر خداوند بخواهد با ما بد کند چه کسی پیدا می شود که ما را از او نجات دهد.؟
بقول دکتر شریعتی که میگفت ( خدایا من اگر بد کنم تو را بندگان خوب بسیار است ولی اگر تو یاری ام نکنی مرا خدای دیگر کجاست) .
در آخر چند جمله نیایش:
خدایا!
به من بیاموز به تو عشق بورزم
نه به خودم
متبرکم گردان
تا با نادیده گرفتن خود
پیوسته ، هرزمان در فکر تو باشم.
الهی ! تا با توام ، بیشتر از همه ام و تا با خودم کمتر از همه
خدایا!
زندگی ام چون زرقیست
دستخوش توفان
تو زورق بان منی
زورقم را به تو می سپارم
آن را به هرجا که می خواهی ببر
پنجشنبه 1390/09/03
حافظ
تا سحرگه زکنار تو جوان برخیزم
برسر تربت من با می و مطرب بنشین
تا به بویت زلحد رقص کنان برخیزم
شنبه 1390/07/23
با هر که حرف دوستی اظهار می کنم
خوابیده دشمنیست که بیدار می کنم
از بسکه در زمانه یکی اهل درد نیست
اظهار درد خویش به دیوار می کنم
به نقل از سید ظاهر حبیبی
دوشنبه 1390/05/31
مولود کعبه و شهید مهراب
سالروز شهادت اول مظلوم عالم، پیشوای مومنین، سردار آزادگی، شیر مرد خدا، مدافع حقوق مظلومان، سرپرست یتیمان، مجسمه عدل و داد و مروت و جوانمردی و شجاعت ، امیر مومنان حضرت علی ابن ابی طالب ابن عم، تنها وصی، داماد و برادر رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی را به تمامی آزادمردمان جهان مخصوصان شیعیان و دلباخته گان آن حضرت تسلیت عرض می دارم.
چهارشنبه 1390/03/25
روزگار ما
چه آسان عشق را به چیزی نمی گیرند
آن را به هر قیمتی می فروشند
آن را هیچ کس ارج نمی نهد
چه می گویم؟چه پست مردمی هستند!
دوست داشتن را جنایت می شمارند!
کینه مجاز است چاپلوسی مجاز است
نوکری مجاز است دزدی و دروغ رایج است
پول پرستی زشت نیست...
هوس بازی ها و عیاشی های متعفن و کثیف معمول است و آزاد است
حق کشی آزاد است پستي و زبونی و ذلت و تقلب
و تظاهر و دشمنی و چرب زبانی و مصلحت اندیشی
آزاد است مشروع است!
اما عشق را کسی نمی بخشد
دوست داشتن را کسی تحمل نمی کند!
دكتر علي شريعتي
یکشنبه 1390/01/28
امّت همه در باطل و حق تنها بود
یک فاطمه یار و یاور مولا بود
پهلوی شکسته ، عُمر کم ، روی کبود
تفسیر علی دوستی، زهرا بود
سالروز شهادت جانگداز و مظلومانه صديقه كبرا، فاطمه زهرا، ام ابي ها ، مادر امامان معصوم ، دخت گرامي پيامبر اسلام و پاره تن او و همسر اميرمومنان علي ابن طالب را به ساحت مقدس آقا و مولايمان حضرت حجت ابن الحسن العسكري (عج) و عموم پيروان راستين مكتب اسلام تسليت عرض مي دارم.
فاطمه اولين شيعه علي و اولين مدافع حقوق علي و اولين قرباني راه امامت و ولايت بود.
او ناموس خدا بر روي زمين و پاره تن پيامبر گرامي اسلام بود كه خداوند در حديث شريف كسا پيامبر و علي و حسنين را نسبت به او معرفي مي نمايد.
و در حديث ديگر پيامبر فرزانه اسلام مي فرمايد: خدا براي غضب فاطمه غضب مي كند و براي خشنودي فاطمه خشنود مي شود.
آمده است كه حضرت پيامبر اسلام (ص) هرجا نشسته بود زمانيكه فاطمه وارد مي شد پيامبر به احترام فاطمه از جا بلند مي شد و دست او را مي بوسيد.
اما در تاريخ اسلام سئوال هاي زياد وجود دارد كه تا هنوز پاسخ آن داده نشده است كه از آنجمله مي باشد:
1 - چرا مدت زمان كوتاهي بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام دختر او كه اين همه احاديث و روايات در شان او وجود دارد و از پيامبر نقل شده خانه اش بايد آتش زده شود؟
2 – فاطمه كه دختر پيامبر اعظم بود و هم همسر اميرالمومنان علي و هم مادر حسنين سيد جوانان بهشت و مادر قهرمان كربلا ام المصائب زينب كبرا و مادر امامان معصوم ، چرا مرقدش پنهان باشد؟
پس چرا فاطمه بايد شبانه غسل داده شود؟
پس چرا فاطمه بايد شبانه دفن گردد؟
در تشيع جنازه كه در اسلام تاكيد است كه همه مسلمين شركت داشته باشند. آيا براي تشيع پيكر مطهر يگانه دخت پيامبر گرامي اسلام چند نفر شركت داشت؟
مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری؟
چرا گم شد نشان قبر آن انسیه حوراء؟
هنوز از رحلت ختم رسل نگذشته ایامی!
نگین خاتم پیغمبران بشکست واویلا!
غم مخور یا فاطمه ای بانوی پهلو شکسته
مهدیت با کوثر دارو و درمان خواهد آمد
یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه بی حاصل است
فاطمه حلال صدها مشکل است
کشته شد محسن، آنان که تماشا کردند
سند تیر به اصغر زدن، امضاء کردند
سه شنبه 1390/01/16
پرواز روح از حصار تن
با گام های چون پرمرغان
سبک به راه
بگذر ز جاده ها
به سوی کلبه ام بیا
هرگز نیاز نیست که خبر سازی مرا .
بگذار تا که من
از شوق باز امدن ناگهانیت
پرواز روح را نگرم از حصار تن
حميد مصدق

